تعاریف ارایه شده برای یک خبرنگار چه از سوی همکاران همراه٬ چه از سوی دوستان مجازی برایم بسیار جالب بود. اما در همه آنها نکات مشابهی به چشم میخورد٬ دوستان متفقالقول معتقد بودند که خبرنگار چشم بینای است که تنها برای جامعه ومردمش تلاش میکند٬ هدفمند است٬ بی ادعا٬ با دل وجرات٬ دلسوز، جان سخت٬ دبنال عریانی و به دور از هرکثافت بازی وتملق!
حالا که این تعاریف سرشار از محبت نصیب قوم ما شده، بگذارید سوال دیگری را مطرح کنم!
سوال من: جامعه برای این قوم سراسر خوبی که همه چیز را برای مردمش میخواهد و با صبر به دنبال آرمان شهر میگردد چه تحفهای به ارمغان میآورد؟
جواب من: راستش را بخواهید با آنچه در اطرافم میگذرد وبا تمام لطفهایی که مردم دیارم به من دارند جواب خوبی برای سوال نیافتم!
پاسخ شما: اگر جوابی برای سوالم دارید آن را در میان بگذارید تا تاریک خانه ذهنم اندکی روشن شود.
پن: به همه دوستانی که لطف کردند وبرای پست قبلی من نظر گذاشتند توصیه میکنم تا کتاب «راهنمای روزنامهنگاری ریچارد کیبل» را بخوانند، به خصوص فصل اول را با عنوان حرفه روزنامه نگاری ورای افسانههای هالیودی!
فصل اول ترسیمیاست واقع بینانه از نمای کلی مطبوعات انگلستان و همانگونه که از نام کتاب بر میآید صفحات بعد این راهنما به ارایه تعریف از بخشهای مختلف این حرفه پرداخته است که با مطالعه آن میتوان به نتایج جالبی دست یافت و حرفه روزنامهنگاری را اندکی دورتر از ساحل شعار مورد بازبینی قرار داد!
پروفسور معتمد نژاد هم در کتاب روزنامه نگاری خود میگوید: «جستوجوی وقایع و تهیه اخبار مورد توجه عامه از وظایف خبرنگاران مطبوعاتی است». فصل آخر کتاب مذکور با عنوان "بازنگری روزنامهنگاری معاصر" نگاه خوبی از روزنامه نگاران به ویژه در کشورهای جهان سوم ارایه میدهد!
برای دوست: خاطرات ۳ تدر را تا روز بعد برای وبلاگم آماده می کنم !