تبليغاتX
اتاقی از آن خود
اتاقی از آن خود
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  سلام ویرجینی     پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386-10:50-الهام اسرافیلی  

چند روز پیش توفیق اجباری یافتم تا دوباره کتاب اتاقی از آن خود ویرجینیا ولف را مرور کنم ،آن را به یکی از بهترین دوستانم هدیه دادم زیرا این کتاب از ارزشمند ترین آثار ادبی به شمار می رود! این مرور دوباره برای یاد آوری پاره ای از نکات بد نبود و نقل قول های مستقیم از کتاب مذکور می تواند درآشنایی با کتابی که پایه گذار نقد فمنیستی ادبیات است بسیار مفید باشد.

پس از نکاشت کتاب فوق که ویرجینیا ولف آن را در 48 سالگی و 12 سال پس از به نتیجه رسیدن فعالیت های آزادی خواهانه زنان اروپا برای کسب حق رای به رشته تحریر در آورده است٬ زنان دیگری نیز دست به نگاشت و تالیف در این خصوص زده اند که از این جمله می توان کتاب ادبیاتی ازآن خودشان الین شوالتر در سال٬1977کتاب زن دیوانه در اتاق زیر شیروانی ساندرا گیلبرت وسوزان گابر به سال 1979، مجموعه مقالات فمنیستی جین مارکوس درباره ویرجینیا ولف در سال 1981 را نام برد!

همچنین در دهه های 1980و 1990، کتابه و مقالات متعددی درباره ولف ورابطه او با مدرنیسم ،پسامدرنیسم و فمنیسم که بتدریج هم تصویر متعادل تر و واقع بینانه تر از او ارایه دادو اهمیت سبک و بینش ولف را در ادبیات و نقد فمنیستی ثبت کرد.

البته مطالعه آثار ولف را از نوروز 85 آغاز کردم و علارقم تلاش برای درک آنها در مطالعه بیشتر شان تا نیمه راه به بن بست رسیده جز کتاب مذکور به قول یک همکار ویرجینیا عرق ریزان روح است.

کتا ب به سوی فانوس دریایی مدت مدیدی تلاش مرا به خود اختصاص داد تا بانوی آن را بشناسم وحالا دوست دارم میان زنان خلق شده توسط او و یک نوسنده مرد هم دوره یا نزدیک به او انجام دهم.

لینک به نوشته  |   
 
       پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386-13:0-الهام اسرافیلی  
احتمالا عین چک برگشتی برگشت بخورم

اصلا بد نیست من مثل یه برره ای اصیل هیچ وقت نمی تونم از اینجا دل بکنم! مگه بده نتونم به هوس پیشرفت اینجا رو ول کنم!

من اعتقاد دارم در هر جا باید صادق بود اگر کسی از من صداقت نمی خواد و گول خوردن رو ترجیح میده در حقیقت به جامعه اش خیانت می کنه و این از من ساخته نیست!

 


لینک به نوشته  |   
 
  دارم میرم به تهران     یکشنبه هفدهم تیر 1386-10:34-الهام اسرافیلی  
راه افتادم از اینجا برم٬ نه به خاطر اینکه این بهشت خاکستری رو دوس ندارم که زنجان برای من اول و آخر همه شهراس٬ پاریس پیش شهر ما کم میاره اما خوب باید رفت٬ اون به شهری که .........!

میگن هر کی آب تهران بخوره پاگیر می شه٬ دعام کنید !

اگر بار گران بودیم و رفتیم      اگر نا مهربان بودیم و رفتیم........................اما بر می گردیم !

می دونم از دوریم حتما دوستام دق می کنن منم سعی می کنم دق کنم که کم نیارم! آهای دوستای زنجانی وبلاگم من رو یادتون نره سر بزنید غربت نکشدم!


لینک به نوشته  |   
 
  تولدم مبارک     سه شنبه دوازدهم تیر 1386-12:53-الهام اسرافیلی  
هر انسان با این پیام به دنیا می آید که خدا از انسان ناامید نیست. این را نوشتم که به عرض دوستانم برسانم من در ۱۲ تیر ۶۱ با این پیام به دنیا آمدم !

امروز ۲۵ ساله شدم !

اما در تمام این سالها تنها سه سالی را که در مردم نو خدمت کردم به عنوان عمر مفید به حساب می آورم!

این روزها زندگیم بهانه زیبایی هم پیدا کرده که حس بودن را برایم خوشایند تر کرده است!

خدا را شکر مادرم در این سال هم بهترین دوستم بود و پدرم بهترین پناه٬ الهه و بچه های دفتر هم یاوران  و همراهانی صدیق و وفادار!

دعا کنید سال جدید زندگیم دوست داشتنی تر و بهتر باشد!

یا مقلب القلوب والابصار حول حالنا الی احسن الحال

 


لینک به نوشته  |   
 
  سهمیه ما از سهمیه بندی بنزین     دوشنبه یازدهم تیر 1386-11:50-الهام اسرافیلی  
شاید برای دومین بار در تاریخ فعالیت های مطبوعاتیم تصمیم گرفتم در بازه رشته تخصصی خود یعنی اقتصاد مطلب بنویسم این را هم مدیون سهمیه بندی سوخت هستم!

چند روزی است مردم با دغدغه جدیدی به نام سهمیه بندی سوخت دست و پنچه نرم می کنند و جماعتی به راه افتاده اند تا از این تصمیم نیم بند اقتصادی طرفداری یا انتقاد کنند وبلاگ های دوستان زیادی را دیدم دوستان اصولگران با وجود آگاهی از ضعف های موجود در آن٬ تصمیم به طرفداری بی چون و چرا گرفته اند و دوستان اصلاح طلب تنها عیب ها را دیدند!

به نظر می رسد طرح مذکور قرار است بخش بزرگی از چاله چوله های اقتصادی ایران را در شرایط موجود پر کند از واردات بنزین گرفته تا کنترل مصرف٬ حل کردن بحران ترافیک در شهر های بزرگ٬ حل وضعیت نابه سامان یارانه ها که هنوز تلکیف پرداخت یا عدم پرداخت آن به کالاهای اساسی معلوم نیست!

دوستان با یک دست چند هندوانه می شود برداشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته کنترل مصرف بنزین یکی از ضرورت های زندگی ما بود از آن رو که در بسیاری از کشورهای پیشرفته سوخت فسیلی جای خود را به هیدروژن وحتی آب داده است اما علاوه بر تمام ایرادهایی که به شتابزدگی طرح وجود دارد باید پرسید:

۱-دولت کریمه چه سیاست هایی برای جلوگیری از ایجاد بازار سیاه بنزین دارد؟

۲-با عکس شدن چرخه قاچاق سوخت چه خواهیم کرد؟


لینک به نوشته  |   
 
  دمیان     پنجشنبه هفتم تیر 1386-15:2-الهام اسرافیلی  
کدامتان دمیان  را خوانده اید ؟ کتاب فوق اثر هرمان هسه است!

به صفحه ۵۰ رسیده ام و به قول دوستی سراچه ذهنم آماس کرده٬ دنبال آدم های نشانه دار یا اصلا مفهوم نشانه داری می گردم٬ او که کتاب را معرفی کرد از تعاریف ویژه ای سخن راند که مثل سینکلر(راوی داستان) مسحور شدم!

خودش مثل دمیان است و من دلم می خواهد نشانه دارها را بهتر بشناسم!

پ ن۱: دمیان به خواندنش می ارزد!

پ ن۲: اگر خوانده اید نظراتتان را برای یک بحث تحلیلی در اختیارم بگذارید!


لینک به نوشته  |   
 
  جامعه وخبرنگار     سه شنبه پنجم تیر 1386-13:30-الهام اسرافیلی  
 

تعاریف ارایه شده برای یک خبرنگار چه از سوی همکاران همراه٬ چه از سوی دوستان مجازی برایم بسیار جالب بود. اما در همه آنها نکات مشابه‌ی به چشم می‌خورد٬ دوستان متفق‌القول‌ معتقد بودند که خبرنگار چشم بینای است که تنها برای جامعه ومردمش تلاش می‌کند٬ هدفمند است٬ بی ادعا٬ با دل وجرات٬ دلسوز، جان سخت٬ دبنال عریانی و به دور از هرکثافت بازی وتملق!

 

حالا که این تعاریف سرشار از محبت نصیب قوم ما شده، بگذارید سوال دیگری را مطرح کنم!

 

سوال من: جامعه برای این قوم سراسر خوبی که همه چیز را برای مردمش می‌خواهد و با صبر به دنبال آرمان شهر می‌گردد چه تحفه‌ای به ارمغان می‌آورد؟

 

جواب من: راستش را بخواهید با آنچه در اطرافم می‌گذرد وبا تمام لطف‌هایی که مردم دیارم به من دارند جواب خوبی برای سوال نیافتم!

 

پاسخ شما: اگر جوابی برای سوالم دارید آن را در میان بگذارید تا تاریک خانه ذهنم اندکی روشن شود.

 

پ‌ن: به همه دوستانی که لطف کردند وبرای پست قبلی من نظر گذاشتند توصیه می‌کنم تا کتاب «راهنمای روزنامه‌نگاری ریچارد کیبل» را بخوانند، به خصوص فصل اول را با عنوان حرفه روزنامه نگاری ورای افسانه‌های هالیودی!

 

فصل اول ترسیمی‌است واقع بینانه از نمای کلی مطبوعات انگلستان و همان‌گونه که از نام کتاب بر می‌آید صفحات بعد این راهنما به ارایه تعریف از بخش‌های مختلف این حرفه پرداخته است که با مطالعه آن می‌توان به نتایج جالبی دست یافت و حرفه روزنامه‌نگاری را اندکی دورتر از ساحل شعار مورد بازبینی قرار داد!

 

پروفسور معتمد نژاد هم در کتاب روزنامه نگاری خود می‌گوید: «جست‌وجوی وقایع و تهیه اخبار مورد توجه عامه از وظایف خبرنگاران مطبوعاتی است». فصل آخر کتاب مذکور با عنوان "بازنگری روزنامه‌نگاری معاصر" نگاه خوبی از روزنامه نگاران به ویژه در کشورهای جهان سوم ارایه می‌دهد!

 برای دوست: خاطرات ۳ تدر را تا روز بعد برای وبلاگم آماده می کنم !


لینک به نوشته  |