عصر پنج شنبه همه ی ما، همه ی آنهایی که عصر یک پنج شنبه مثل تمام پنج شنبه های سال راه افتاده اند توی خیابان قطره می شویم، قطره.......!
پنج شنبه،پنج شنبه است دیگر ......! نه نیست! عصر تاسوعا مثل همه ی پنج شنبه ها نیست، اصلا مثل هیچ روزی نیست! می دانی در این عصر همه ی دنیا ، نه حداقل تمام دنیایی زنجانی ها عوض می شود همه تبدیل می شوند به یک پیکر، یک پیکر واحد که راه می افتدند داخل خیابان اصلی این شهر مثل یک سیل عظیم که ازعظمت بارشی طوفانی پدیده آمده و چه عجیب که اولین رعد و برق این باران 1400 سال قبل زده شده در حقیقت این سیل خشم فرو خورده ای قرنهاست در اعتراض به ظلم و بیداد!
نهضت انقلابی امام حسین(ع) شعار آزادی و آزادی خواهی برای همه ی ملت هاست. نه!نه! ببخشید شعار نیست مگر یک شعار می تواند چنین شوری بیافریند که مردم حتی در دمای 12 ،13 درجه زیر صفر تمامی یک عصر را حتی با پای برهنه در طویل ترین خیابان شهر بر سینه بکوبند و گریه کنند که خودشان به خواست خویش بدون آنکه رسانه ی بودجه ای هنگفت را برا گشاندنشان به خیابان صرف کنند خودشان را به خیابان می رسانند و آنکه آمده به آنکه نیامده فخر بفروشد.
نه ! نه! تب تند انقلابی هم نیست که وقتی دست آوردی را که می خواهی به دست نیاوردی آتش دلت فرو بنشیند هیچ کس از این انقلاب چشم داشتی ندارد که به دست نیاید اصلا قرار است زیر و رو کردن این انقلاب هر ساله در درون آدم ها باشد! برای همین است که هر سال این عشق خدایی فزونتر شعله می گیرد.
عصر پنج شنبه اگر اجازه بیابم اگر علمدار کربلا اجازه بدهد در خیل عظیم دریایی خواهم بود که از حسینیه اعظم زنجان تا امام زاده سید ابراهیم قطره ای خواهم بود قطره........!
پ ن : عکس بالا گوشه ای از دسته عزاداری را ما بین چهار راه انقلاب و سبزه میدان به نمایش می گذارد