تبليغاتX
اتاقی از آن خود
اتاقی از آن خود
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
       دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387-17:35-الهام اسرافیلی  

خوب می شود اگر بتوانم در زمانی کوتاه با آرامش روی سوژه جدیدم برای یک پست فکر کنم اما انگاری من جن شده ام و وقت بسم اله! از صبح تا عصر دفتر روزنامه هستم و عصر ها دنبال خانه می گردیم! روزها ساعت کارم در دویدن از این جلسه به آن جلسه صد من یک غاز تلف می شود ای کاش می شد زمان برای لحظه ای به هر دو مان استراحت می داد تازه نگران امتحانات ترم آخر هم هستم که این را هم به نگرانی کار، پیدا کردن خانه، خرج عروسی و.... اضافه کنید

به یک انرژی مضاعف نیاز دارم تا دوباره شارژ شوم آیا پیشنهادی دارید؟

  نکته 1: این هفته گردهمایی مخترعان جوان در زنجان برگذار شد همگی هم درد بودند اما گردهمایی خوبی بود

  نکته 2:دنیای من هنوز خیلی رنگی است!

رنگی


لینک به نوشته  |   
 
       چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387-16:29-الهام اسرافیلی  

باور کنید بدم نمی آید این روز ها کمی هم از اوضاع خودم بنویسم به این بیرون ریختن حرفهایم نیاز دارم حتی اگر مخاطبی نداشته باشد اما....

انگاری ازدواج هم یکی از آن راه هایی است که به واسطه آن هر فردی می تواند درک کامل تری از زندگی پیرامون خود داشته باشد نداشتن ها و نتوانستن های مردم این گونه بیشتر در برابر چشم ها هویدا می شود، بلاخره با تشکیل زندگی مشترک ما هم می شویم جزی از خانواده مستجرها!

باید حالا پول آب بدهیم، پول گاز بدهیم و هزار کوفت و زهرمار دیگر که واسطه زندگی در خانه پدری مجبور نبودیم هزینه ای برای آن بپردازیم و اینجاست که می فهمیم چقدر از غافله مردمی که برای آنها می نویسیم عقب بودیم این همه غرولند که چرا کتاب نمی خوانند چرا روزنامه نمی خوانند کسی سینما نمی رود هنر محجور مانده ادبیات مورد توجه نیست اینجا مثل سیلی به طرفمان بر می گردد آقا ملتی که غم نان دارد با کار های فرهنگی سینما رو نمی شود کتاب نمی خواند روزنامه نمی خواند٬ آخر برج فیش ها را پرداخت می کند کرایه خانه را می دهدو ......

نکته 1: انصافی اول راه این قد دانا شدم برم تو زندگی چی می شم؟؟؟؟

نکته 2: دوستی دارم که می گویید صاحب خانه اش جز آپارتمان کوچک تحت اجاره او 2 خانه دیگر نیز دارد و حالا دوست من وسایر مستجر هایش به او پول اجاره پرداخت می کنند تا او بتواند خانه دیگری بخرد و مستجر دیگری به تعداد مستجر هایش اضافه کند!

نکته 3: معلم های زیادی را می شناسم که باید این روز را به آنها تبریک بگویم بویژه عزیز تزینم که امیدوارم همیشه معلم بماندخانه


لینک به نوشته  |   
 
       سه شنبه سوم اردیبهشت 1387-13:32-الهام اسرافیلی  

۱. دوست دارم یه شب بدون این که فکر کنم فردا باید از کجا خبر گیر بیارم و گزارش بنویسم یا کجا برام جوابیه و تکذیبیه می فرسته، بخوابم!

2. دوست دارم کل ماه رو بدون دغدغه حقوق آخر ماه نفس بکشم!

3. دوست دارم برم به یه سر زمین جادویی که آنقد فکرهای مالی تو سرم نچرخه!

4. دوست دارم یه هفته فقط یه هفته برم ششششششششششمال اونم با هادی!

5. ........خدا دوسم داره همین برام بسه!

نکته: محمد رجبی من رو به این بازی دعوت کرد من هم هادی عزیز٬ ماه طلا بانو٬ سونا خانم و محمد واعظی رو به این بازی دعوت می کنم!

آرزو


لینک به نوشته  |   
 
       دوشنبه دوم اردیبهشت 1387-8:37-الهام اسرافیلی  

بله! بله! می گویید تنبل شده ام آن هم توی نوشتن؟!

باور کنید این طور نیست خودتان که می دانید توی این یک سال منظم بودم آخر من به نوشتن زنده ام و این روز ها زود به زود خودکار تمام می کنم!

خودکار تمام کردن که دلیل نمی شود؟

درست است حق با شماست اما خبرنگار مثلا حرفه ای که مجبور است بدون حق بیمه و قرار داد با حق التحریرش بسازد باید چه کار کند وقتی عروسی در پیش است و رشد قیمت ها رو به اوج؟

این به مخاطب مربوط نمی شود؟

حرفتان را قبول دارم، وقتی به مدیر مسول مربوط نیست به مخاطب چه ربطی دارد!

.............

.........

.....

...

آقا اصلا این بحث تکرار....

نکته 1: ما در هر شرایطی زنده می مانیم حتی اگر اکسیژن هم نداشته باشیم آخه انقد ریز می بیننمون که حس می کنیم پلانگتونیم!

نکته 2: اتمسفر زندگی ما هم اکوستیک شده!

 

زندگی

 


لینک به نوشته  |